منابع بدون انگیزه کارساز نیست
منابع بدون انگیزه کارساز نیست
دکتر پرویز خوشکلام خسروشاهی* گزارهای که بهویژه در یک دهه اخیر زیاد شنیده میشود آن است که ایران غنیترین ذخایر نفتی و گازی و معدنی جهان را دارد، به بازارهای بزرگی در داخل و همسایگی خود دسترسی دارد، از موقعیت جغرافیایی کمنظیری برخوردار است، به لحاظ کمّی و کیفی صاحب نیروی انسانی فوقالعادهای بوده و از این جهت شهره جهان و محافل علمی و دانشگاهی دنیاست و حتی برخی از هوش برتر ایرانیان در جهان سخن میگویند. ظاهرا هم همه گرایشهای سیاسی و فکری بر این اتفاق نظر دارند و اختلاف بر سر چرایی بهکار نگرفتن صحیح این منابع عظیم در جهت توسعه و پیشرفت کشور یا موانع تبدیل این ثروتهای عظیم به ارزشافزوده و در نهایت رفاه و آسایش و آرامش ایرانیان است. بسیاری آن را به ضعفهای مدیریتی و اجرایی یا فساد نسبت میدهند. بسیاری دیگر موضوع روابط خارجی، عدم دسترسی به فناوری و بازارهای خارجی و بیتوجهی به علم و دانش را عامل تعیینکننده در این خصوص میدانند. بسیاری هم بر این باورند که مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی مانع تحقق خواسته مذکور است.
واقعیت آن است نقش هیچکدام از مولفههای فوق را در ایجاد وضعیت موجود فارغ از اینکه هر کدام چه وزنی دارند نمیتوان انکار کرد. ضمن آنکه همه این مولفهها بر یکدیگر اثر فزاینده داشته و مستقل از هم نیستند. اما آیا میتوان مخرج مشترکی میان آنها پیدا کرد و با تمرکز بر آن راهی برای خروج از وضعیت موجود یافت؟
برای توسعه و پیشرفت جوامع و بهبود در رفاه و آسایش و آرامش اجتماعی، دسترسی به منابع اعم از منابع انسانی (شامل کار، دانش و تخصص، تجربه و مهارت و مدیریت)، مالی و طبیعی ضروری است. اما بدون وجود «انگیزه» برای بهکارگیری بهرهورانه منابع در جهت تبدیل آن به ثروت رقابتپذیر در سطح جهانی که محصول آن نیز توسعه و پیشرفت خواهد بود، دسترسی حتی رایگان و سهلالوصول به چنین منابعی کارساز نخواهد بود. طبیعی است وجود «انگیزه» نیز بدون دسترسی به چنین منابعی کارساز نخواهد بود. بنابراین «منابع» و «انگیزه» دو بال توسعه و پیشرفت هستند و لازم و ملزوم یکدیگرند.
اگر سرمایهگذاری مولد (به معنی سرمایهگذاری روی امکانات فیزیکی، توسعه نیروی انسانی، مدیریت، بازاریابی داخلی و خارجی، فناوری و نظایر آن در زمینه فعالیتهای مولد و نه خرید و فروش انواع داراییها نظیر ارز، سکه، طلا، سهام، مستغلات و...) را دروازه حرکت بهسوی توسعه و پیشرفت بدانیم به تجربه روشن است که: اگر امنیت و امید و اطمینان نسبت به آینده نبوده و ریسکهای موجود در فضای کسب و کار قابل کنترل نباشد، اگر عنصر رقابت در میان نبوده یا به تبعات آن پایبندی نباشد، اگر مالکیت خصوصی به معنی واقعی کلمه محترم شمرده نشود و اگر منابع را فعال اقتصادی بیاورد و خلاقیت و تلاش و ریسکهای آن بر عهده وی باشد، اما درباره محصول آن دیگران تصمیم بگیرند (اشاره به فقدان آزادی اقتصادی)؛ انگیزهای برای سرمایهگذاری مولد وجود نخواهد داشت و دروازههای حرکت به سمت توسعه و پیشرفت مسدود خواهد بود. شوروی به لحاظ منابع طبیعی، وسعت، توان علمی و نظری و هوش و استعداد چیزی کم از غربیها نداشت، آنچه آنها را زمین زد به جرات میتوان گفت فقدان عنصر «انگیزه» نزد افراد برای فعالیت اقتصادی مولد بود. چین هم کم و بیش وضعیت مشابهی داشت و وقتی پیشرفت در آن جوانه زد که موانع فعالشدن عنصر «انگیزه» را برداشت.
بهنظر میرسد مخرج مشترک عمده همه مولفههایی که بهعنوان مانع یا عامل عدم تبدیل منابع عظیم طبیعی، مالی و انسانی کشور به ثروت رقابتپذیر در سطح جهانی و توسعه و پیشرفت شمرده شد، کم و بیش همین فقدان یا ضعف «انگیزه» نزد افراد برای سرمایهگذاری مولد است. منابع طبیعی و انسانی و هوش و استعداد تا حد زیادی قابل خریدن است، اما «انگیزه» به راحتی قابل خریدن نیست و خیلی وقتها نمیتوان آن را با پول خرید. روی غنای هوش و استعداد و امکانات انسانی و طبیعی ایران بسیار زیاد تبلیغ و تاکید میشود؛ ولی به موضوع بسیار مهم «انگیزه» که عنصر نرمافزاری و روانی مهمی در امر توسعه و پیشرفت است و به سهولت هم قابل خریدن نیست، توجهی نمیشود.
به نظر میرسد فقدان یا ضعف «انگیزه» نزد افراد پیامد تنشهای مزمن در روابط «دولت–بنگاه» بهمنظور مداخلات نامتعارف نهاد دولت در کسبوکار بنگاهها، «دولت–خانواده» برای مداخلات نامتعارف نهاد دولت در زندگی فردی و اجتماعی مردم و «دولت-برخی دولتهای خارجی» برای برخی تعارض منافع میان آنهاست. بهعنوان مثال وقتی رقابتی در میان نباشد و اگر هم بود به تبعات آن پایبندی نباشد، مالکیت خصوصی به معنای واقعی کلمه محترم شمرده نشود، منابع را فعال اقتصادی بیاورد و خلاقیت و تلاش و ریسکهای آن بر عهده وی باشد، اما درباره محصول آن دیگران تصمیم بگیرند طبیعی است در روابط میان دولت و بنگاه تنش ایجاد خواهد شد.
در این میان کاهش و کنترل تنشهای خارجی بهدلیل پیچیدگیها و فراز و فرود زیادی که دارد و کاملا هم در اختیار طرف ایرانی نیست، زمانبر است و حوصله زیادی میطلبد و از این رو امر کوتاهمدتی نیست. اما کاهش تنشهای داخلی و به قول رئیسجمهور دعواها، میان دولت و بنگاه و دولت و خانواده و حداقل حرکت به سمت آن، از سادگی و امکان تحقق بسیار بیشتری در کوتاهمدت برخوردار است. بنابراین برای حرکت به سمت رونق سرمایهگذاریهای مولد که کلید حل بسیاری از مسائل از جمله ناترازیهاست، باید در جهت کاهش معنادار تنشهای داخلی میان دولت - بنگاه و دولت- خانواده گام برداشت.
گام برداشتن در جهت کاهش تنشهای داخلی خود زمینه را برای کاهش تنشهای خارجی نیز فراهم میکند و هزینههای آن را بهشدت کاهش خواهد داد. در این خصوص لازم به گفتن است که تحریم، نپیوستن به افایتیاف، مذاکره و نظایر آن مشکل اصلی نیستند، بلکه تنش در روابط میان «دولت –برخی دولتهای خارجی» است که مهم است. تحریم، مشکل افایتیاف و نظایر آن پیامد این تنش است. بنابراین تلاش برای رفع تحریم و مذاکره، باید پیامد تنشزدایی باشد نه مقدمه یا معادل آن. اگر چنین نباشد رفع تحریم، پیوستن به افایتیاف و... نیز اگر محقق شود، به نتیجهای پایدار نخواهد انجامید و ایبسا خود به چالش و معضلی جدید تبدیل شود. در عوض اگر کار از حرکت به سمت تنشزدایی آغاز شود رفع تحریم، پیوستن به افایتیاف و نظایر آن نیز آسانتر بهدست میآید، اثربخشتر است و به نتایجی پایدار خواهد انجامید.
* اقتصاددان
منبع: donya-e-eqtesad.com